تاريخ: پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386 ساعت :15:57
دانی چه کشم ز زخم بد خیم خودم
حتی ز خودم بریدم از بیم خودم
جز من که مرا چنین تحمل میکرد ؟
این وبلاگ دردهایم تقدیم خودم
تاريخ: یکشنبه چهارم شهریور 1386 ساعت :17:27
من از روییدن خار سر دیوار دانستم که نا کس کس نمی گردد از این بالا نشینی ها
تاريخ: یکشنبه چهارم شهریور 1386 ساعت :17:22
عشقم را نثار تو کردم...اما نپذيرفتي. زندگيم را وقف تو کردم اما در کنارم نماندي، کاش روزي آن را برگرداني.
تاريخ: یکشنبه چهارم شهریور 1386 ساعت :17:21
چقدر سخت است گل آرزوهايت را در بغل ديگري ببيني و هزار باردر خودت بشكني و زير لب بگي گل من باغچه جديدت مبارك
تاريخ: سه شنبه چهاردهم فروردین 1386 ساعت :21:40
در این دنیای بی فردای فانی
به جز فردا بگو دیگر چه دانی
همش فردا چرا فردا چه فردا
خدا مرگت دهد ای زندگانی
تاريخ: سه شنبه چهاردهم فروردین 1386 ساعت :21:36
فتنه ها بسیار دیدم ز رفیقان دغل
بی سبب نیست به جمع رفقا مشکوکم
ای دوست که اکنون میخوانی حرف مرا
رک و پوستکنده بگویم به تو هم مشکوکم
تاريخ: جمعه سوم فروردین 1386 ساعت :19:51
دوستی با هر که کردم خصم مادر زادشد آشیان هر جا گزیدم لانه ی صیاد شد آن رفیقی را که با خون جگر پروردمش عاقبت بر سر دار آمد و جلاد شد
تاريخ: یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385 ساعت :17:7
هر که عیب دگران پیش تو آورد و شمرد بی گمان عیب تو پیش دگران خواهد برد
تاريخ: دوشنبه چهاردهم اسفند 1385 ساعت :19:15
من سکوت خویش را گم کرده ام لاجرم در این هیاهو گم شدم من که خود افسانه می پرداختم عاقیب افسانه ی مردم شدم
تاريخ: دوشنبه چهاردهم اسفند 1385 ساعت :19:2
صد حقیقت را بشکستیم از پی یک هوس از پی یک سیب شکستیم صد شاخه را
